ما شیعۀ توایم دل شادمان بده
ویران شدیم، خانۀ آبادمان بده
دستهگلها دستهدسته میروند از یادها
گریه كن، ای آسمان! در مرگ توفانزادها
آشفته كن ای غم، دل طوفانی ما را
انكار كن ای كفر، مسلمانی ما را
مرا به ابر، به باران، به آفتاب ببخش
مرا به ماهی لرزان کنار آب ببخش
سالی گذشت و باغ دلم برگ و بر نداشت
من ماندم و شبی که هوای سحر نداشت
باز باران است، باران حسینبنعلی
عاشقان، جان شما، جان حسینبنعلی
آه میکشم تو را با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا، ای کرامت بهار