کربلا را میسرود اینبار روی نیزهها
با دو صد ایهام معنیدار، روی نیزهها
جاری استغاثهها ای اشک!
وقت بر گونهها رها شدن است
اینک زمان، زمان غزلخوانی من است
بیتیست این دو خط که به پیشانی من است
سلام ما به حسین و سفیر عطشانش
که در اطاعت جانان، گذشت از جانش