دلی برای سپردن به آن دیار نداشت
برای لحظۀ رفتن دلش قرار نداشت
این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطرهها را نفروشید
بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما
نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما
از بدر، از خیبر علی را میشناسند
یاران پیغمبر علی را میشناسند
بیتو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بیخورشیدند