از خودم میپرسم آیا میشود او را ببینم؟
آن غریب آشنا را میشود آیا ببینم؟
تکبیر میگفتند سرتاسر، ذَرّات عالم همزبان با تو
گویا زمین را بال و پر دادی، نزدیکتر شد آسمان با تو
گردۀ مستضعفین شد نردبان عدهای
تنگناهای زمین شد آسمان عدهای
آورده است بوی تو را کاروان به شام
پیچیده عطر واعطشای تو در مشام
به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم
باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم