ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم
تا آمدی کمی بنشینی کنارمان
تقدیر اشاره کرد به کم بودن زمان
آنکه در خطّۀ خون، جان به ره جانان داد
لبِ لعلش به جهانِ بشریّت جان داد
وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد
باید که تو را فاطمه مادر شده باشد
کسی که جان عزیزش، عزیز، پیشِ خداست
به جان هرچه عزیز است، سیدالشهداست
ای امیر مُلک شأن و شوکت و عزم و شهامت
تا قیامت همّت مردانه خیزد از قیامت
مرد آزاده حسین است که بود این هدفش
که شود کشته ولی زنده بماند شرفش
بگو که یکشبه مردی شدی برای خودت
و ایستادهای امروز روی پای خودت
دوباره بوی خوش مشک ناب میآید
شمیم توست که با آب و تاب میآید
جایی که کوه خضر به زحمت بایستد
شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد