پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند
روز ازل تصویر یک آیینه بودند
جمعه برای غربت من روز دیگریست
با من عجیب دغدغۀ گریهآوریست
شروع نامهام نامی کریم است
که بسمالله الرحمن الرحیم است
آینه با آینه شد روبهروی
خوش بود آیینهها را گفتوگوی
ای بهشتِ قُربِ احمد، فاطمه!
لیلةالقدر محمد، فاطمه!
باز به من راه سخن باز شد
طایر اندیشه به پرواز شد