ای تن و جانت سپر هر بلا
کوفۀ تو قطعهای از کربلا
بیا تا برآریم دستی ز دل
که نتوان برآورد فردا ز گل
دیدم گل تازه چند دسته
بر گنبدی از گیاه رُسته
بهنام خداوند جانآفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
امشب حرم خدا حرم شد
از مقدم یار محترم شد
سلام ما به تو، ای هاجر چهار ذبیح
درود ما به تو، ای مریم چهار مسیح...
کريم السّجايا، جميل الشّيم
نبّى البرايا، شفيع الامم