هله! ای باد که از سامره راهی شدهای
از همان شهر پر از خاطره راهی شدهای
پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند
روز ازل تصویر یک آیینه بودند
شروع نامهام نامی کریم است
که بسمالله الرحمن الرحیم است
تو را اینگونه مینامند مولای تلاطمها
و نامت غرش آبی آوای تلاطمها
آینه با آینه شد روبهروی
خوش بود آیینهها را گفتوگوی
ای بهشتِ قُربِ احمد، فاطمه!
لیلةالقدر محمد، فاطمه!
باز به من راه سخن باز شد
طایر اندیشه به پرواز شد