تو قلّهنشین بام خوبیهایی
تنها نه نشان که نام خوبیهایی
آيينهای و برايت آه آوردم
در محضر تو دلی سياه آوردم
فریاد اگرچه در تو پنهان بودهست
خورشید تکلّمت فروزان بودهست
گر زنده دلی مرام تکریم بگیر
ور مرده دلی مجلس ترحیم بگیر
از دور به من گوشۀ چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن دور ز «من»
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم