عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر کرببلاست
هر غنچه به باغ سوگوار تو شدهست
هر لاله به دشت داغدار تو شدهست
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
بودند دو تن، به جان و دل دشمنِ تو
دادند به هم دست، پیِ کشتن تو
از دور به من گوشۀ چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن دور ز «من»