چون کوفه که چهرهای پر از غم دارد
این سینه، دلی شکسته را کم دارد
هر غنچه به باغ سوگوار تو شدهست
هر لاله به دشت داغدار تو شدهست
یک کوه رشید دادهام ای مردم!
یک باغ امید دادهام ای مردم!
خوش باد دوباره یادی از جنگ شدهست
دریاچۀ خاطرات خونرنگ شدهست
بودند دو تن، به جان و دل دشمنِ تو
دادند به هم دست، پیِ کشتن تو
از دور به من گوشۀ چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن دور ز «من»
چون آينه، چشم خود گشودن بد نيست
گرد از دل بيچاره زدودن بد نيست