آيينهای و برايت آه آوردم
در محضر تو دلی سياه آوردم
حرف تو به شعر ناب پهلو زده است
آرامش تو به آب پهلو زده است
گر زنده دلی مرام تکریم بگیر
ور مرده دلی مجلس ترحیم بگیر
از دور به من گوشۀ چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن دور ز «من»
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم