مفتاح اجابت دعایش، خواندند
سرچشمۀ رحمت خدایش، خواندند
بانو غم تو بهار را آتش زد
داغت دل بیقرار را آتش زد
آن یار که غائب است روی ماهش
تقواطلبیست، رسمِ خاطرخواهش
ای دلشدگان! شاهد مقصود آمد
در پردۀ غیب آن که نهان بود آمد
مدهوشم از این عطر پراکندهٔ سیب
این است همان رایحهٔ روحفریب
شب تا سحر از عشق خدا میسوزی
ای شمع! چقدر بیصدا میسوزی
ای فاطمه را شمیم! کی میآیی؟
جانبخشتر از نسیم! کی میآیی؟