میرسد پروانهوار آتشبهجانِ دیگری
این هم ابراهیمِ دیگر در زمانِ دیگری!
کجاست زندهدلی، کاملی، مسیحدمی
که فیض صحبتش از دل بَرَد غبارِ غمی
چشمان تو دروازۀ راز سحر است
پیشانیات آه، جانماز سحر است
با حسرت و اشتیاق برمیخیزد
هر دستِ بریده، باغ برمیخیزد