چه رنجها که به پیشانی تو دیده نشد
که غم برای کسی جز تو آفریده نشد
بحث روز است صحبت از غم تو
سرخ مانده هنوز پرچم تو
بیا که شیشه قسم میدهد به عهد کهن
که توبه بشکن، اینبار هم به گردن من
اجازه هست کنار حرم قدم بزنم
برای شعر سرودن کمی قلم بزنم
دیدی که چگونه من شهید تو شدم
هنگام نماز، رو سفید تو شدم