من حال پس از سقوط را میفهمم
آشفتهام این خطوط را میفهمم
میرسد پروانهوار آتشبهجانِ دیگری
این هم ابراهیمِ دیگر در زمانِ دیگری!
ای خون تو همچنان نگاهت گیرا
ای جانِ به عرش رفتۀ نامیرا
جانان همه رفتند، چرا جان نرود؟
این آیه به روی دستِ قرآن نرود؟
فرق دارد جلوهاش در ظاهر و معنا حرم
گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم
از درد نبود اگر که از پا افتاد
هنگام وضو به یادِ زهرا افتاد
با حسرت و اشتیاق برمیخیزد
هر دستِ بریده، باغ برمیخیزد
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین
با زبانِ اشکهای بیصدا گفتم حسین