شرط محبت است بهجز غم نداشتن
آرام جان و خاطر خرم نداشتن
میگریم از غمی که فزونتر ز عالَم است
گر نعره برکشم ز گلوی فلک، کم است
درختان را دوست میدارم
که به احترام تو قیام کردهاند
کنار دل و دست و دریا، اباالفضل
تو را دیدهام بارها، یا اباالفضل
چو موج از سفر ماهتاب میآید
از آب و آینه و آفتاب میآید
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم