بر سر درِ آسمانیِ این خانه
دیدم مَلَکی نشسته چون پروانه
زیر بار کینه پرپر شد ولی نفرین نکرد
در قفس ماند و کبوتر شد ولی نفرین نکرد
هر گاه که یاس خانه را میبویم
از شعر نشان مرقدت میجویم
تا گل به نسیم راه در میآید
از خاک بوی گیاه در میآید
ازل برای ابد ملک لایزالش بود
چه فرق میکند آخر، که چند سالش بود