دری که بین تو و دشمن است خیبر نیست
وگرنه مثل علی هیچکس دلاور نیست
هجده بهار رفت زمین شرمسار توست
آری زمین که هستی او وامدار توست
روشن از روی تو آفاق جهان میبينم
عالم از جاذبهات در هيجان میبينم
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين