پیراهن سپید ستاره سیاه بود
تابوت شب روان و بر آن نعش ماه بود
پشت غزل شکست و قلم شد عصای او
هر جا که رفت، رفت قلم پا به پای او...
دلم تنهاست، ماتم دارم امشب
دلی سرشار از غم دارم امشب
هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهان علی
چون کبوتر ماند در چاه شب افغان علی
حرف تو به شعر ناب پهلو زده است
آرامش تو به آب پهلو زده است