تا برویم ریشهای چون تاک میخواهم که هست
نور میخواهم که هستی خاک میخواهم که هست
زهی آن عبد خدایی که خداییست جلالش
صلوات از طرف خالق سرمد به جمالش
خواست لختی شکسته بنویسد
به خودش گفت با چه ترکیبی
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين