ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
پا گرفته در دلم، آتشی پنهان شده
بند بندم آتش و سینه آتشدان شده
تا برویم ریشهای چون تاک میخواهم که هست
نور میخواهم که هستی خاک میخواهم که هست
خواست لختی شکسته بنویسد
به خودش گفت با چه ترکیبی
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام