گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین
شوری غریب داده به این بیتها حسین
با یک تبسم به قناریها زبان دادی
بالی برای پر زدن تا بیکران دادی
ای بسته به دستِ تو دل پیر و جوانها
ای آنکه فرا رفتهای از شرح و بیانها
دگر چه باغ و درختی بهار اگر برود
چه بهره از دل دیوانه یار اگر برود