غریبِ در وطن، میسوخت آن شب
درون خویشتن، میسوخت آن شب
تو قلّهنشین بام خوبیهایی
تنها نه نشان که نام خوبیهایی
ای آنکه غمت وقف دلِ یاران شد
بر سینه نشست و از وفاداران شد
فریاد اگرچه در تو پنهان بودهست
خورشید تکلّمت فروزان بودهست
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين