باز جنگی نابرابر در برابر داشتند
دست امّا از سر چادر مگر برداشتند؟
هجده بهار رفت زمین شرمسار توست
آری زمین که هستی او وامدار توست
نشست یک دو سه خطّی مرا نصیحت کرد
مرا چو دوست به راه درست دعوت کرد
گر زن به حجاب خویش مستور شود
از دیدۀ آلوده و بد دور شود