خوش است لالۀ آغاز سررسید شدن
شهید اول صدسالۀ جدید شدن
در خیالم شد مجسم عالم شیرین تو
روزگار سادۀ تو، حجرۀ رنگین تو
باز جنگی نابرابر در برابر داشتند
دست امّا از سر چادر مگر برداشتند؟
رفتند که این نام سرافراز بماند
بر مأذنهها نام علی باز بماند
هجده بهار رفت زمین شرمسار توست
آری زمین که هستی او وامدار توست
گر زن به حجاب خویش مستور شود
از دیدۀ آلوده و بد دور شود