کربلا به خون خود تپیدن است
جرعه جرعه مرگ را چشیدن است
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
ابتدای کربلا مدینه نیست
ابتدای کربلا غدیر بود
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهٔ هما را
چه شب است یا رب امشب كه شكسته قلب یاران
چه شبى كه فیض و رحمت، رسد از خدا چو باران