دوباره لرزش دست تو بیشتر شده است
تمام روز تو در این اتاق سر شده است
اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بیدین، اگر مستم
به محشر کی گذارد دامن عفوت تهی دستم؟
مژده باد ای دل که اینک میرسد ماه صیام
دارد از حق بهر امّید گنهکاران پیام
ای نام دلگشای تو عنوان کارها
خاک در تو، آب رخِ اعتبارها
افتاده بود در دل صحرا برادرش
مانند کوه، یکه و تنها، برادرش