دل آزاده با خدا باشد
ذکر، نسیان ماسوا باشد
خودش را وارث أرض مقدس خوانده، این قابیل
جهان وارونه شد؛ اینبار با سنگ آمده هابیل
از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
آن کس که تو را دید نداند سر و پا را
وقت است که از چهرۀ خود پرده گشایی
«تا با تو بگویم غم شبهای جدایی»