شبیه ذره از خورشید میگیرم صفاتم را
و قطرهقطره از حوض حرم آب حیاتم را
از حریم کعبه آهنگ سفر داریم ما
مقصدی بالاتر از این در نظر داریم ما
برای از تو سرودن، زبان ما بستهست
که در برابر تو، شعر، دست و پا بستهست
آفتابی کز تجلی بیقرینش یافتم
در فلک میجُستم اما در زمینش یافتم
مردم دهند نسبت رویت بر آفتاب
اما ز بخت خود نکند باور آفتاب
رو به زیبایی او چشم تماشاست بلند
سمت بخشندگیاش دست تمناست بلند