پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند
روز ازل تصویر یک آیینه بودند
مادر موسی، چو موسی را به نیل
در فکند، از گفتۀ ربَّ جلیل
گه احرام، روز عید قربان
سخن میگفت با خود کعبه، زینسان
شروع نامهام نامی کریم است
که بسمالله الرحمن الرحیم است
آینه با آینه شد روبهروی
خوش بود آیینهها را گفتوگوی
پیرمردی، مفلس و برگشتهبخت
روزگاری داشت ناهموار و سخت
ای بهشتِ قُربِ احمد، فاطمه!
لیلةالقدر محمد، فاطمه!
باز به من راه سخن باز شد
طایر اندیشه به پرواز شد