کیسههای نان و خرما خواب راحت میکنند
دستهای پینهدارش استراحت میکنند
گذشته چند صباحی ز روز عاشورا
همان حماسه، که جاوید خواندهاند او را
حال و هوای کوچه، غمآلود و درهم است
پرچم به اهتزاز درآمد، محرّم است
علی آن شیر خدا، شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
علی آن صبح صادق، آن شب قدر
علی شرح «اَلَم نَشرَح لَک صَدر»