ای به بقیع آمده! هشیار باش
خفته چرا چشم تو؟ بیدار باش
کیسههای نان و خرما خواب راحت میکنند
دستهای پینهدارش استراحت میکنند
آینه با آینه شد روبهروی
خوش بود آیینهها را گفتوگوی
علی آن شیر خدا، شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
علی آن صبح صادق، آن شب قدر
علی شرح «اَلَم نَشرَح لَک صَدر»