هله! ای باد که از سامره راهی شدهای
از همان شهر پر از خاطره راهی شدهای
ای به بقیع آمده! هشیار باش
خفته چرا چشم تو؟ بیدار باش
تو را اینگونه مینامند مولای تلاطمها
و نامت غرش آبی آوای تلاطمها
ای کوی تو، کعبۀ خلایق
طالع ز رخ تو، صبح صادق
ای نقطهٔ عطف آفرینش
روح ادب و روان بینش