هله! ای باد که از سامره راهی شدهای
از همان شهر پر از خاطره راهی شدهای
خوشا آنان که چرخیدند در خون
خدا را ناگهان دیدند در خون
بهنام او که دل را چارهساز است
به تسبیحش زمین، مُهر نماز است
تو را اینگونه مینامند مولای تلاطمها
و نامت غرش آبی آوای تلاطمها