هر غنچه به باغ سوگوار تو شدهست
هر لاله به دشت داغدار تو شدهست
مفتاح اجابت دعایش، خواندند
سرچشمۀ رحمت خدایش، خواندند
آن یار که غائب است روی ماهش
تقواطلبیست، رسمِ خاطرخواهش
ای دلشدگان! شاهد مقصود آمد
در پردۀ غیب آن که نهان بود آمد
مدهوشم از این عطر پراکندهٔ سیب
این است همان رایحهٔ روحفریب
بودند دو تن، به جان و دل دشمنِ تو
دادند به هم دست، پیِ کشتن تو
ای فاطمه را شمیم! کی میآیی؟
جانبخشتر از نسیم! کی میآیی؟
از دور به من گوشۀ چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن دور ز «من»