ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم
هم تو هستی مقابل چشمم
هم غمت کرده دل به دل منزل
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو میآید
نفسهایم گواهی میدهد بوی تو میآید
وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد
باید که تو را فاطمه مادر شده باشد
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند
ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها میشود از دست کمان
با خودم فکر میکنم اصلاً چرا باید
رباب، با آب، همقافیه باشد؟
بگو که یکشبه مردی شدی برای خودت
و ایستادهای امروز روی پای خودت