ای نبیطلعت، ای علیمرآت
وی حسنخصلت، ای حسینصفات
گر چه از غم، شکسته بالِ من است
اشک من شاهد ملالِ من است
در خودم مانده بودم و ناگاه
تا به خود آمدم مُحرّم شد
دلم امشب گدای سامرّاست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست
صبحِ تقویم گفت یا زهرا
همه هستیم گفت یا زهرا
من به پابوسی تو آمدهام
شهر گلدستههای رنگارنگ
میرسم خسته میرسم غمگین
گرد غربت نشسته بر دوشم
کاش من هم به لطف مذهب نور
تا مقام حضور میرفتم