شب شاهد چشمهای بیدار علیست
تاریخ در آرزوی تکرار علیست
دیدیم در آیینۀ سرخ محرمها
پر میشوند از بیبصیرتها، جهنمها
زخمی شکفته، حنجرهای شعلهور شدهست
داغ قدیمی من از آن تازهتر شدهست
میداد نسيم سحری بوی تنت را
از باد شنيدم خبر آمدنت را
دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت