غم کهنۀ در گلویم حسین است
دم و بازدم، های و هویم حسین است
از روی توست ماه اگر اینسان منوّر است
از عطر نام توست اگر گل، معطّر است
در آن میان چو خطبهٔ حضرت، تمام شد
وقت جوابِ همسفران بر امام شد
در تیررس است، گرچه از ما دور است
این مشت فقط منتظر دستور است
مردان غیور قصّهها برگردید
یک بار دگر به شهر ما برگردید