الهی اکبر از تو اصغر از تو
به خون آغشتگانم یکسر از تو
بهار و باغ و باران با تو هستند
شکوه و شوق و ایمان با تو هستند
ای ز داغِ تو روان، خون دل از دیدۀ حور!
بیتو عالم همه ماتمکده تا نفخۀ صور
بُرونِ در بنه اینجا هوای دنیا را
درآ به محفل و برگیر زاد عقبا را
دلش میخواست تا قرآن بخواند
دلش میخواست تا دنیا بداند
گفت: ای گروه! هر که ندارد هوای ما
سر گیرد و برون رود از کربلای ما...