پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
پیشانیات
از میان دیوار میدرخشد
آنجا كه حرف توست دگر حرف من كجاست؟
در وصل جای صحبت از خویشتن كجاست؟
به گونۀ ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
برگرد ای توسل شبزندهدارها
پایان بده به گریۀ چشمانتظارها
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد