قدم در دفاع از حرم برندارد
سپاھی که تیغ دودَم برندارد
آن صبح سراسر هیجان گفت اذان را
انگار که میدید نماز پس از آن را
صدای پای شما... نه، صدای بال میآید
کسی فراتر از امکان و احتمال میآید
جهان نبود و تو بودی نشانۀ خلقت
همای اوج سعادت به شانۀ خلقت
این زن که از برابر طوفان گذشته بود
عمرش کنار حضرت باران گذشته بود