آن صبح سراسر هیجان گفت اذان را
انگار که میدید نماز پس از آن را
صدای پای شما... نه، صدای بال میآید
کسی فراتر از امکان و احتمال میآید
جهان نبود و تو بودی نشانۀ خلقت
همای اوج سعادت به شانۀ خلقت
فکری به حال ماهی در التهاب کن
بابا برای تشنگی من شتاب کن
ای انتظارِ جاری ده قرن تا هنوز
بیتو غروب میشود این روزها هنوز