ای حرمت قبلۀ مراد قبایل!
وی که بوَد قبله هم به سوی تو مایل
عمری به جز مرور عطش سر نکردهایم
جز با شرابِ دشنه گلو تر نکردهایم
چشمهایم را به روی هرکه جز تو بود بست
قطرۀ اشکی که با من بوده از روز الست
گل بر من و جوانى من گریه مىکند
بلبل به همزبانى من گریه مىکند