گر بر سر نفس خود امیری، مردی
ور بر دگری نکته نگیری، مردی
دل گفت مرا علم لَدُنّی هوس است
تعلیمم کن اگر تو را دسترس است
رود از جناب دریا فرمان گرفته است
یعنی دوباره راه بیابان گرفته است
عالمى سوخته از آتش آهِ من و توست
این در سوخته تا حشر گواهِ من و توست