با اشک تو رودها درآمیختهاند
از شور تو محشری بر انگیختهاند
به دست غیر مبادا امیدواری ما
نیامدهست به جز ما کسی به یاری ما
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
من و این داغ در تکرار مانده
من و این آتش بیدار مانده