دست من یک لحظه هم از مرقدت کوتاه نیست
هرکسی راهش بیفتد سمت تو گمراه نیست
با یک تبسم به قناریها زبان دادی
بالی برای پر زدن تا بیکران دادی
وانهادهست به میدان بدنش را این بار
همره خویش نبردهست تنش را این بار
ای بسته به دستِ تو دل پیر و جوانها
ای آنکه فرا رفتهای از شرح و بیانها