دشمن که به حنجر تو خنجر بگذاشت
خاموش، طنین نای تو میپنداشت
شب، شبِ اشک و تماشاست اگر بگذارند
لحظهها با تو چه زیباست اگر بگذارند
باران ندارد ابرهای آسمانش
باران نه اما چشمهای مهربانش...
هر چند قدش خمیده، امّا برپاست
چندیست نیارمیده، امّا برپاست
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين