او آفتاب روشن و صادق بود
گِردش پر از ستارۀ عاشق بود
زیر بار کینه پرپر شد ولی نفرین نکرد
در قفس ماند و کبوتر شد ولی نفرین نکرد
تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟
از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟
مست از غم توام غم تو فرق میکند
محو توام که عالم تو فرق میکند
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين